دانلود رمان خوشبختی از جنس ارام

دانلود رمان خوشبختی از جنس ارام

دانلود رمان خوشبختی از جنس ارام

دانلود رمان خوشبختی از جنس ارام

خوب حتما فکر کرديد من يه دختر خيلي خوشبخت و پولدارم اما متاسفانه نه ، خيلي وقت پيش بخاطر پدر خدابيامرزم مجبور شدم از اون خونه کذايي فرار کنم ، خدمتکار بشم خدمتکار يه خانوم . تقريبا پير و پولدار ؛ البته اينجا خيلي خوبه اگه بعضي ادماش و فاکتور بگيريم
چون اون زمان من با بدبختي تونستم ديپلم بگيرم ؛ بعد که به اينجا اومدم براي استخدام خدمتکار شخصي خيلي ها گفتن که خانم (شيرين جون) واس تو هم سخت گيري ميکنه نميتوني بيشتر از چند روز اينجا دووم بياري اما توجهي نکردم چون روحيه شيطوني داشتم ، ميدونستم به . احتمال پنجاه درصد قبولم خلاصه دل و زدم به دريا ، رفتم پيش شيرين جون برعکس چيزايي که گفتن با لبخند نگام ميکرد تو چشاش مهربوني موج ميزد ، وقتي تازه کارم و شروع کردم گفتم اين الکي مهربون نيست ؛ حتما يه جوري اذيتم ميکنه ، اما ديدم اصلا نه تنها بدتر بلکه روز به روز بهترم ميشد . يه روزم ازم پرسيد کمکت مي کنم تا به تحصيلاتت ادامه بدي چون تا ديپلم خونده بودم ، رشتم تجربي بود و ميدونستم خيلي تو اين رشته موفقم ، اون روز مطمئن شدم که زمان استخدامم فرم و با دقت خونده و . متوجه ميزان تحصيلاتم شده ، و من يه مقدار خجالت کشيدم الان من بيست و سه سالمه . و ليسانس پرستاري دارم چون من توو دوران ابتدايي سه سال . جهشي خوندم ، الان چند ساله که اينجا مشغولم اين زن خيلي بهم کمک کرد و بهش مديونم ! از اتاق رفتم بيرون واي خدا کي حوصله داره اين همه پله رو بالا پايين کنه بعد از يک دقيقه بلاخره رسيدم پايين ، به سمت آشپزخونه حرکت و قهوه ساز و روشن کردم بعد از چند دقيقه يک شير قهوه توپ براي شيرين جون درست کردم ، بردم بالا رو ميز گذاشتم و مشغول مرتب کردن اتاق شدم ، پرده ليمويي رنگ که بعضي جاهاش ترمه هاي سفيد کار شده بود و کنار زدم نور خورشيد داخل اتاق و روشن کرد ، در تراس رو باز کردم قهوه رو برداشتم گذاشتم رو ميز کوچيک چوبي سفيد ؛ شيرين عادت داشت صبح ها قهوش و داخل تراس ميل کنه ، چون فضاي بيرون از اين قسمت خيلي فوق العاده بود و آرامش ميداد ؛ يه حياط که نه بهتره بگم يه باغ خيلي بزرگ سبز ، سنگ فراش هاي سفيد ، گل هاي زيبايي که طرز شگفت انگيزي به باغ جلوه . داده بود و آب نماي وسط که اصل کاريه ، چون شبا نورپردازي جالبي داشت دوستش داشتم با صداي شيرين به خودم اومدم
شيرين: دختر کجايي خيلي غرقي ها ! من :ها ، آره شيرين جون داشتم به حياط نگاه که چقدر از دور قشنگه شيرين : من بخاطر همين اينجارو دوست دارم اللخصوص فضاي خوب و آرامش بخشي که . داره ؛ خوب رو تختم يک دست کت و شلوار گذاشتم برو اون رو اتو کن .من: چشم
کت و شلوار آبي روشنش و برداشتم بعد از چند دقيقه اتو کردم به به خط اتوش هندونه قاچ ميکرد . در اتاق و آهسته باز کردم و رفتم داخل ، کت و شلوارش و مرتب گذاشتم رو تخت ؛ گاماس گاماس رفتم سمتش حسابي که نزديک شدم ، متوجه شدم توو فکره ، خوب وقتشه من: پخخخخ

با عضویت در انجمن نگاه دانلود از سایت خودتون حمایت کنید

می خواهی با اینترنت رایگان کلی رمان دانلود کنی؟
با دانلود اپیلیکیشن سروش و پیوستن به کانال نودوهشتیا با ادرس

https://sapp.ir/98iaroman

به راحتی و بصورت کاملا رایگان دانلود کنید

اگه باور نداری کافیه با یک سیم کارت بدون شارژ و بسته وارد سروش بشی و دانلود کنی

قرعه کشی هفتگی یک گیگ اینترنت برای اعضای کانال
لینک دانلود اپلیکیشن سروش
دانلود سرویش برای اندروید کلیک کنید

دانلود سروش برای ای یو اس کلیک کنید